لزوم فهم ابعاد مهم این سفر برای سیاسیون و مردم

چرا سفر بشار اسد به تهران تاریخی بود؟

سفر بشار اسد به تهران و دیدار با رهبر معظم انقلاب، حامل پیام های فوق العاده مهم و راهبردی بود و آن را در کانون توجه دولت ها و تحلیلگران قرار داد،اما متاسفانه اهمیت آن از دید عموم مردم و حتی سیاسیون مغفول ماند.

به گزارش کوله بار، پرونده رویداد‌های ۹۷ در ایام نوروز سال ۹۸ به بررسی مهم‌ترین اتفاقات در سالی که گذشت پرداخت که خوشبختانه با استقبال خوب مخاطبان خبرگزاری دانشجو همراه شد. در این مجموعه نگاهی اجمالی به نوزده صفحه از تاریخ کشور داشتیم هرچند که برخی اتفاقات دیگر مثل حضور جوانان در جایگاه امام جمعه تهران و همچنین مدیریت موفق شبکه سه را نیز داشتیم. در قسمت پایانی این پرونده نگاهی ویژه به سفر تاریخی بشار اسد به تهران داریم.

 

یکی از مهمترین اتفاقات سال 97 در واپسین روزهای آن رقم خورد و بازتاب منطقه ای و بین المللی فراوانی با خود به همراه داشت. اوایل اسفند ماه بود که بشار اسد رئیس جمهوری سوریه در سفری تاریخی و راهبردی به تهران آمد و با مقام معظم رهبری و رئیس جمهور کشورمان دیدار نمود.

این سفر بسیار مهم که در کانون توجه ناظران و تحلیلگران داخلی و خارجی قرار گرفت از ابعاد بسیار مهمی برخوردار می باشد که در این گزارش سعی خواهیم نمود تا 6 بعد پر اهمیت و اساسی آن را واکاوی و بررسی نماییم.

بعد اول: موفقیت جبهه مقاومت در نبردی تاریخی و عظیم

متاسفانه هنوز ابعاد اتفاقات و درگیری ها در خاورمیانه برای عموم مردم و حتی بسیاری از سیاسیون روشن نشده و به اهمیت فوق العاده آن پی نبرده ایم، اما اگر با دیدی عمیق و همه جانبه به مسائل کلان خاورمیانه نگاهی بیاندازیم متوجه خواهیم شد مسئله بسیار فراتر از مشکلات داخلی و یا حتی جنگ با داعش و... است.!

سالیانی طولانی است که قدرت های بزرگ با تمام توان خود وارد منطقه ما شده اند، از آمریکا گرفته تا انگلیس و فرانسه و سایر نیروهای ناتو و حتی ژاپن با تریلیون ها دلار هزینه.  ولی امر مسلمین جهان نیز در دیدار مذکور، جبهه مقابل ما را، یک ائتلاف بزرگ از آمریکا، اروپا و محدان آنها دانستند.

برای اینکه دقیق تر و ملموس تر این هزینه ها  و به تبع آن اهمیت فوق العاده استراتژیک منطقه و این نبرد تاریخی و عظیم را دریابیم به این مورد توجه کنید. فقط آمریکا در این سالیان 7 تریلیون دلار(7هزار میلیارد دلار) در خاورمیانه هزینه کرده است. جمعیت آمریکا حدود سیصد میلیون نفر است که براساس آمار نهاد های آمریکایی، بیش از 50 میلیون نفر آنان زیر خط فقر روز را به شب می رسانند. اگر دولتمردان خونریز و جنگ طلب آمریکا هزینه جنگ ها وفعالیت هایشان را بین این 50 میلیون نفر تقسیم می کردند، به هر شخص یا مثلا خانواده 4 نفره ؛ چه مبلغی تعلق میگرفت؟

به هرنفر 140 هزار دلار میرسید ؛ یعنی هر خانواده 4 نفره که زیر خط فقر هستند صاحب 560 هزار دلار میشدند !! (اگر دلار را 4200 تومان در نظر بگیریم یعنی 2 میلیارد و سیصد و پنجاه و دو میلیون تومان)

و این هزینه ایست که فقط یک دولت انجام داده، هزینه های کشور های اروپایی ، رژیم صهیونیستی و بخصوص کشورهای شیرده عربی را هم اضافه کنید ، و این همه هزینه انجام شده بود تا به اهدافشان برسند و چدین برابر آن را در این نبرد برداشت کنند. اهدافی مثل مکیدن نفت خاورمیانه، نابودی تشیع، محاصره کشورمان، تجزیه کشورهای خاورمیانه و شکل گیری خاورمیانه جدید، تامین امنیت اسرائیل و... پس اگر دشمنان پیروز شده بودند، چندین برابر این مبالغ فوق نجومی، که هزینه کرده بودند را از ما ملت های منطقه می ربودند و به سایر اهداف خطرناک ترشان نیز میرسیدند.

حال بهتر میتوان فهمید چرا گفته میشود نبرد تاریخی و عظیمی در جریان و پیروزی در این نبرد بیش از حد سرنوشت ساز و تعیین کننده است. پیروزی حاصل شده ی جریان مقاومت در عراق و سوریه بخش مهمی بود از این نبرد و حضور بشار اسد در تهران نمادیست از این موفقیت عظیم

تلخی این شکست برای سردمداران غرب به حدی زیاد بوده که ترامپ علنا و بدین صورت به آن اعتراف میکند: «ما 7 تریلیون دلار در خاورمیانه هزینه کردیم و نمی توانیم با یک هواپیمای با چراغ های روشن فرود بیاییم. 20 سال بعد چقدر می تواند این موضوع بد باشد. این چقدر بد است. 7 تریلیون دلار هزینه کردیم و نمی توانیم با یک هواپیما با چراغ های روشن فرود بیاییم!»

بعد دوم: نبرد ادامه دارد

با اینکه موفقیت های چشمگیر و موثری برای جبهه مقاومت حاصل شده اما هنوز ابر تهدیدات بر سر عراق و بخصوص سوریه سایه افکنده است؛ مقام معظم رهبری در این زمینه به بشار اسد هشدار می دهند که: پیروزی جریان مقاومت در سوریه موجب عصبانیت آمریکایی‌ها و تلاش آنان برای طراحی توطئه‌های جدید است. ایشان با اشاره به نمونه‌ای در این زمینه گفتند: مسئله منطقه حائل که آمریکایی‌ها در سوریه به دنبال ایجاد آن هستند، از جمله‌ی این توطئه‌های خطرناک است که باید با قاطعیت آن را رد کرد و در مقابل آن ایستاد. همچنین ایشان، برنامه آمریکایی‌ها برای حضور مؤثر در مرز عراق و سوریه را نمونه‌ای دیگر از طراحی‌های آنها برشمردند.

از اینرو لازم است تا بیش از پیش نیروهای مقاومت هوشیارانه با یکدیگر همکاری داشته باشند؛ چون بسیای از شکست ها زمانی اتفاق افتاده که تصور میشده  پیروزی حاصل و کار تمام شده است.

بعد سوم: پاسخی کوبنده به کشور های عربی در حمایت از ایران

اکنون وضع سوریه رو به بهبودی و ثبات رفته و کشورهای غربی و مرتجع منطقه دریافته اند زورشان به جبهه مقاومت نمی رسد و توان ساقط کردن بشار اسد را ندارند؛ به عنوان مثال جیمز جفری، نماینده ویژه دولت آمریکا در امور سوریه در نشستی در اندیشکده آتلانتیک درباره دولت سوریه گفت: «می‌خواهیم حکومتی را [در سوریه] ببنیم که از اساس متفاوت است. دنبال براندازی نیستیم؛ نمی‌خواهیم از شر اسد خلاص شویم»

از اینرو دشمنان دیروز سوریه سعی دارند موزیانه خود را به اسد نزدیک کنند و با پیشنهاد های وسوسه برانگیز ؛ کاری کنند تا اسد دست از ایران بشوید؛ در این راستا میتوان به تلاش برخی از دولت ها برای بازگشایی مجدد سفارتخانه های خود در سوریه و از سرگیری روابط دیپلماتیکشان اشاره کرد.  چندی پیش «انور قرقاش» وزیر مشاور در امور خارجی دولت امارات، در سلسله پیام‌هایی در توییتر نوشت: «ایفای نقش کشورهای عربی در سوریه برای مقابله با نفوذ ایران و ترکیه بیش از هر زمانی ضروری شده است و امارات می‌کوشد با حضوری فعال در دمشق چنین نقشی را ایفا کند؛ چرا که حضور کشورهای عربی می‌تواند تاثیر مثبتی در راستای پایان دادن به جنگ، تقویت فرصت‌های جهت برقراری صلح و ثبات برای مردم سوریه داشته باشد.»

قرقاش همچنین نوشت: «تصمیم دولت امارات متحده عربی به ازسرگیری فعالیت‌های سیاسی و دیپلماتیکش در دمشق بعد از رصد دقیق تحولات اتخاذ شد و عقیده بر این است که مرحله آتی حضور و تماس عربی با پرونده سوریه را در راستای تلاش برای حفظ حاکمیت و وحدت اراضی سوریه می‌طلبد.»

اما سفر اسد به تهران؛ امید دولت های جنایتکار را به یاس تبدیل کرد و تودهنی محکمی بود به آنها؛ در واقع این سفر و مذاکرات رد و بدل شده در آن حامل این پیام بود که روابط ایران و سوریه و کلا جریان مقاوت بسیار فراتر از روابط راهبردی و استراتژیک است و  دارای ابعاد هویتی ، برادرانه و ایدئولوژیک می باشد. ( ابعادی که میتوان گفت حتی بین روسیه و سوریه نیز وجود ندارد) . این موضوع به روشنی در صحبت های صمیمانه میان مقام معظم رهبری و بشار اسد موج می زند. رهبر معظم انقلاب خطاب به بشار اسد می فرمایند: « ایران و سوریه عمق راهبردی یکدیگر هستند و هویت و قدرت جریان مقاومت وابسته به این ارتباط مستمر و راهبردی است، بر این اساس دشمنان نخواهند توانست نقشه‌های خود را عملیاتی کنند.... ارتباطات مذهبی و رفت‌وآمد علمای مذهبی ایران و سوریه نیازمند تقویت و گسترش است... جمهوری اسلامی ایران همچون گذشته در کنار ملت سوریه خواهد بود، زیرا این کار را کمک به جریان و حرکت مقاومت می‌داند و با اعتقادی از صمیم قلب، به حمایت از مقاومت افتخار می‌کند.»

بشار اسد نیز در صحبت هایش تاکید می کند که:« جنگ سوریه مشابه جنگ تحمیلی هشت ساله علیه ایران بود. جمهوری اسلامی در این حادثه فداکارانه در کنار ما بود و لازم است موفقیت کنونی را به جنابعالی و همه ایرانیان تبریک بگویم و از آنان قدردانی کنم. ایران و سوریه ملت‌هایی دارای هویت و عقیده هستند و دستاوردهای امروز اگرچه با زحمت و زیان به‌دست آمده، اما یقیناً نتیجه ایستادگی در کنار جریان مقاومت است...تقویت ارتباطات مذهبی همچون ارتباطات علمای سوریه با علمای ایران  فرصتی مهم برای مقابله جریانهای تکفیری است.»

بعد چهارم: گاو شیرده کجا قهرمان جهان عرب کجا !؟

دو رویکرد مهم چه در کشور ما و چه در دنیا وجود دارد ؛ یکی چشم به قدرت ها دارد ، در دایره خواست و اراده آنها قدم برمیدارد و خلاف منافع آنها دست به عمل نمیزند . و دیگری  بر این باور است که نمی توان به قدرت ها اعتماد کرد و باید مستقل و قدرتمند شد تا منافع ملی تامین شود .

عربستان و سوریه نمونه بسیار خوبی اند از این دو رویکرد؛ عربستان سال ها با تمام قوا و با مخارج نجومی به غرب خدمت کرد؛ اما در عوض توسط ارباب خودش به گاو شیرده تشبیه شد و اینگونه به مزدش رسید. در مقابل سوریه با رهبری بشار اسد، با اینکه سختی های زیادی را تحمل کرد و دجار هزینه های زیادی شد، اما توانست با صبر و تلاش و بصیرت و کمک گرفتن از دوستان حقیقی اش، بر دشواری ها فائق آید. و اینگونه بود که ولی امر مسلمین جهان لقب قهرمان جهان عرب را به رئیس جمهور سوریه دادند.

در این خصوص صحبت های بشار اسد نیز جالب توجه است؛ وی در دیدار مذکور، با یادآوری خسارتهای سنگینی که برخی کشورها به‌دنبال تسلیم شدن در مقابل آمریکا دیده‌اند، گفت: «بسیاری از کشورها مقهور آمریکا بودند و تصور می‌کردند این آمریکا است که سرنوشت و آینده جهان را تعیین می‌کند اما در اثر ایستادگی ملتهای مقاوم، این تصور غلط در حال فروپاشی است»

از آنجا که این بعد بسیار مهم است و کشور ما هم مستقیم یاغیر مستقیم با آن ارتباط داشته و دارد و در واقع روندی است که کم و بیش در همه جا وجود دارد؛ به صحبت های دقیق 4 سال پیش رهبر معظم انقلاب نگاهی دوباره می اندازیم که بسیار روشنگرانه و حکیمانه است:

« نکته‌ی دوّم این است که در نگاه کلان به اقتصاد کشورمان دو جور نگاه وجود دارد. من خواهش میکنم بخصوص صاحب‌نظران و همچنین جوانان و عامّه‌ی مردم عزیزمان به این نکته توجّه کنند که دو جور نگاه به رونق اقتصادی و پیشرفت اقتصاد وجود دارد؛ یک نگاه میگوید که ما پیشرفت اقتصاد را باید از ظرفیّتهای درون کشور و درون مردم تأمین بکنیم. ظرفیّتهای بسیار زیادی در کشور وجود دارد که از این ظرفیّتها یا استفاده نشده است یا درست استفاده نشده است؛ از این ظرفیّتها استفاده کنیم؛ [یعنی] اقتصاد درون‌زا؛ اقتصادی که مایه‌ی خود و مادّه‌ی خود را از درون کشور و از امکانات کشور و از توانایی‌های مردم خودمان به دست می‌آورد. این یک نگاه است که میگویند برای رونق اقتصادی نگاه کنیم به امکانات درونی کشور و استعدادها را و ظرفیّتها را بشناسیم، آنها را بدرستی به کار بگیریم، [آن وقت] اقتصاد رشد خواهد کرد، نمو خواهد کرد؛ این یک نگاه.
نگاه دوّم به اقتصاد کشور نگاه به پیشرفت اقتصاد با استفاده از کمک بیرون از مرزها است؛ میگوید سیاست خارجی‌مان را تغییر بدهیم تا اقتصاد ما درست بشود، با فلان مستکبر کنار بیاییم تا اقتصاد رونق پیدا کند، تحمیل قدرتهای مستکبر را در بخشهای گوناگون و مسائل گوناگون بپذیریم تا اقتصادمان رونق پیدا کند؛ این هم نگاه دوّم است. امروز شرایط کشور به ما نشان داده است که این نگاه دوّم یک نگاه کاملاً غلط و عقیم و بی‌فایده است.»

همچنین ایشان در سال 96 در سخنانی مهم فرموده بودند: « بعضی عقلانیّت را در این میدانند و میگویند که «چالش با قدرتها هزینه دارد» -[البتّه] اشتباه میکنند- بله، چالش هزینه دارد، امّا سازش هم هزینه دارد. شما ملاحظه کنید دولت سعودی برای اینکه با رئیس­‌جمهور جدید آمریکا بتواند سازش بکند، مجبور میشود بیش از نیمی از ذخایرِ موجودی مالی خودش را در خدمت هدفها و طبق میل آمریکا هزینه کند. اینها هزینه نیست؟ سازش هم هزینه دارد. چالش اگر عقلائی باشد، چالش اگر منطبق با منطق باشد، اگر با اعتمادبه­‌نفس باشد، هزینه‌اش بمراتب کمتر از هزینه‌ی سازش است. من عرض کردم -ان‌شاءالله بعدها [هم] صحبت خواهم کرد- این‌جور نیست که قدرتهای توطئه‌گر و قدرتهای متجاوز به یک حدّی قانع باشند؛ ما این را در تعاملات این چند سال اخیر مشاهده کرده‌ایم. یک حدّی را مشخّص میکنند، وقتی شما در آن حد عقب‌نشینی کردید، تازه یک حرف جدید مطرح میکنند، یک ادّعای جدید و یک مطالبه‌ی جدید مطرح میکنند، شما را باز با همان فشارها مجبور میکنند این مطالبه‌ی جدید را هم بهشان بدهید؛ و این سلسله همین‌طور ادامه پیدا خواهد کرد؛ این متوقّف نمیشود.»

بعد پنجم: فرصت بزرگ اقتصادی

با وجود نزدیکی کشورمان به سوریه و عراق؛ اما به لحاظ اقتصادی حضور کم رنگی در این دو کشور داریم و تا کنون سرمایه گزاری های کمی در آنجا صورت گرفته است. هم اکنون نیز سوریه و عراق دچار تخریب های زیادی شده اند و فرصت های بزرگ اقتصادی برای فعالین این بخش بوجود آمده است؛ در مقابل، سوریه و عراق هم بیشترین اعتماد را به کشور ما دارند که اگر بخش خصوصی  و دولت ما قدر این موقعیت را بدانند، سود سرشاری به سوی آنها سرازیر می شود و در مقابل اهداف آن دولت ها هم در بازسازی کشورشان محقق می شود.

به صحبت های بشار اسد در دیدار با مقام معظم رهبری توجه بفرمایید: « ایران و سوریه باید روابط اقتصادی خود را دائماً گسترش دهند چرا که افزایش ارتباطات، عامل مهمی در خنثی کردن توطئه‌های دشمنان دو ملت خواهد بود.»

بررسی‌های آماری نیز نشان می‌دهد برای بازسازی دو کشور عراق و سوریه به حدود 500 میلیارد دلار (100 میلیارد دلار برای عراق و 388 تا 400 میلیارد دلار برای بازسازی سوریه) سرمایه‌گذاری نیاز است. مسلم است این رقم، بسیار چشمگیری بوده که با خود حجم قابل‌توجهی از بازار کالایی (از سیمان و گچ و در و پنجره گرفته تا ماشین‌آلات بسیار پیچیده و...) را در این کشورها ایجاد خواهد کرد. با این حال بررسی‌های آماری نشان می‌دهد سهم ایران از نیاز فعلی بازار کالایی سوریه حدود سه درصد و در عراق نیز با شرایط بهتری حدود 13 درصد است. (منبع آمار بعد پنجم: روزنامه فرهیختگان)

 

بعد ششم: اقدامی عجولانه و بچه گانه اما بسیار اثرگذار

با همه این اوصاف ، این سفر پراهمیت تا حدود زیادی به حاشیه رفت. محمد جواد ظریف که قاعدتا باید از همه اصول دیپلماسی و سیاست خارجی باخبر باشد، به علت دلخوری ها و اختلافاتی که با شخص رئیس جمهور داشت؛ در بدترین زمان و بدترین شکل ممکن استعفا داد و ناخواسته باعث شد تا بسیاری از دستاوردهای این سفر تاریخی و اثرگذار دیده نشود(به خصوص برای عموم مردم) و فرصتی مهم فراهم شود برای دشمنان و رسانه هایشان تا علیه اتحاد کشور و موفقیت های جبهه مقاومت مشغول لجن پراکنی شوند. آقای ظریف نیز پس از دو روز و بعد از این همه اثرگذاری، به سرکار برگشت ! از اینرو نیاز است تا رسانه ها بیش از پیش به تشریح این سفر  و تحلیل پیام ها و پیامدهایش بپردازند.

 

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

جدیدترین ها